فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
18
كليات ( فارسى )
پيوسته است . اينكه اربرى خاورشناس انگليسى تاريخ ولادت عراقى را در 609 بجاى 610 ضبط كرده است پيداست كه درست نيست و اينكه تاريخ عزيمت وى را به سفر هند در 628 نوشته است ندانم از كجا گرفته است زيرا تنها تاريخى كه مىتوان معين كرد اينست كه در احوال وى نوشتهاند در هفده سالگى در همدان تدريس مىكرده است پس قطعا تا سال 621 در همدان بوده است . چنان كه گذشت شهاب الدين سهروردى در 632 درگذشته و فخر الدين عراقى در 641 در حلقهء مريدان بهاء الدين زكريا درآمده و درين تاريخ نه سال از مرگ شهاب الدين سهروردى گذشته بود و اين نيز قرينه ديگريست كه فخر الدين عراقى مستقيما از اصحاب شهاب الدين سهروردى نبوده است كه او را به خدمت بهاء الدين زكريا هدايت كرده باشد . وانگهى چنان كه در مقدمهء ديوان آمده است عراقى پيش از آنكه جزو مريدان بهاء الدين زكريا درآيد چندى در اصفهان و ملتان و دلى ( دهلى ) و سومنات سفر كرده است ، پس از رفتن وى از همدان و پيوستن او به حلقهء مريدان بهاء الدين زكريا مىبايست مدتها گذشته باشد . درين كه عراقى از خواص مريدان بهاء الدين زكريا بوده جاى سخن نيست زيرا قصايدى دربارهء وى سروده كه در صحايف 68 - 69 و 75 - 77 و 89 چاپ شده است . تركيببندى كه عراقى در مرثيهء وى قطعا در همان سال 666 سروده است و در صحايف 111 - 115 چاپ شده خود دليل آشكارى بر روابط وى با مرشدش بهاء الدين زكريا ملتانى هست . دربارهء شيخ عماد الدين از اصحاب بهاء الدين زكريا كه در صحايف 50 و 52 مقدمهء ديوان ذكرى هست عراقى قطعهاى دارد كه كه در صحيفهء 104 چاپ شده است . دولتشاه مىنويسد پس از آنكه عراقى چهارده اربعين برآورد و كامل شد بهاء الدين زكريا بار ديگر او را نزد شهاب الدين سهروردى ببغداد فرستاد و چون وى بعراق رسيد پيش از آن شهاب الدين در بغداد درگذشته بود . اين نكته كه سست مىنمايد اگر درست باشد اين سفر عراقى پس از 632 و مرگ شهاب الدين روى داده است . سپس مىگويد پس از زيارت قبر شهاب الدين بشام رفت و اين نكته هم مغايرست با آنچه در مقدمهء ديوان نوشتهاند زيرا كه در آنجا تصريح كردهاند پس از مرگ بهاء الدين